آسد مرتضی
جک. اس ام اس .  شعر  . عکس .
برگی از گذشته
موضوع بندی

Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
سه شنبه 30 آبان ماه سال 1385
چنین گفت رستم به اسفندیار اس ام اس جدید  داری  وردار بیار

وقتی که دیگر نبود من به بودنش نیازمند شدم

وقتی که دیگر رفت به
انتظار آمدنش نشستم

 وقتی دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد من اورا
دوست داشتم

 وقتی اوتمام شد من اغاز شدم

 و چه سخت است تنها متولد
شدن

مثل تنها زندگی کردن مثل تنها مردن....


 

با خیال راحت تلمبه بزنید

ایدز نمیگیرید

( کاندوم تبرک ) 

 


 

 

سبدی پر از موز

دسته گله رز

پیرهنی پر از پرز

همسری مثله بز

آرزویه من برای توست

 


  

ترکه با رشتیه دعواش می شه.یه چک می خوابونه زیر گوشش!
رشتیه هم غیرتی می شه و می گه یا پنج تن

بعد ترکه رو بلند می کنه و می کوبه زمین!

ترکه پا می شه و می گه: این خیلی نا مردیه! ۶ نفر به یه نفر!!!


رییس پلیس امنیت تهران تاکید کرد: پلیس بین‌الملل در جریان این فیلم  مستهجن وارد عمل نشد،

 چرا که

 اطمینان داشتیم، پلیس امنیت خود، متهم را دستگیر خواهد کرد

 و تمامی مراحل پیگیری‌ منجر به

 دستگیری متهم توسط پلیس امنیت تهران بزرگ انجام شد.

البته وسط راه  با مشکلاتی هم برخورد کردیم


 

 

 

 


 

 

دختر به دندان پزشک : آقای دکتر من از دندون کشیدن بیشتر از حامله شدن می ترسم !
دکتر : زود تصمیم بگیر می خوام صندلی رو تنظیم کنم !

 


 

 

مادر : دخترم چاییتون چیه

دختر : نمیدونم . مــــــــــــــــــــــــــــــمــــــــــــــــد

ممد : ای کـس عمت.

به اون ننه ی جـندت بگو چایه گلستانه

 


   

نمک خوردی نمکها نوش جونت 

جرا نمکدونو کردی توی کونت


هوا بس ناجوانمردانه سرد شده

 

ترکه توی قرعه کشی شرکت میکنه ۶ماه زندان برنده میشه


 

خونه ی مادربزرگه چمن و سبزه داره ....

نری توی سبزه ها , مخمل کونت میزاره !!

 

 


 

چه دورنگی ای مرد

 

 

چه زرنگی ای مرد

 

 

وچه گستاخم من

 

 

بعد ار بی شرمی

 

 

بعد از بد رنگی

 

 

بعد از ان نامردی

 

 

 

به تو گویم"ای مرد"

 


 

مقاوم‌ترین ماهیچه در بدن، زبان است.


 

 

348573485734879 این فرکانس گوز منه که فضای موبایلت رو پر کرده .

 

حیف می شد اگه به تو نمی رسید ...

 

یادگاری داشته باشش


 

دردم را به که گویم ؟

خواستم با نسیم بگویم ،سر گرم چمن بود .

خواستم بنشینم کنار دریا ،سر صحبت را باز کنم،با ساحل غرق گفتگو بود،

پیچک ناز می کرد بر سپیداری که بر تنه اش پیچیده بود و .....................

خواستم با تو بگویم اما در خلوتت صدای غریبه ای را شنیدم .

درد خود را نگاه خواهم داشت ،شاید این سوختن خوشتر از آن افروختن باشد...

 

 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 166686


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
Erorr in Your Internet Explorer !!!

Music Weblog